بسم الله الرحمن الرحيم
(این مطلب به نقل از وبلاگ http://www.mizanehagh.blogfa.com می باشد)
محضر رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام تقليد، فضلا، علما، وعاظ، ذاكرين، اساتيد، دانشجويان، دانش آموزان و عموم شيعيان و محبين اهل بيت (عليه السلام) در سراسر عالم؛
آن گاه كه به سراغ روايات مي رويم تا تصويري از امام زمانمان در ذهن خود مجسم كنيم، با تعابير تكان دهنده اي مواجه مي شويم كه گرچه يا آوريشان دردآور است ولي حقايقي است كه گرد و غبار غفلت بر خود گرفته.
با عرض معذرت به پيشگاه ام الائمه صديقه كبري (عليها السلام) به گوشه اي از آنچه اهل بيت (عليهم السلام) در
معرفي آخرين چراغ هدايت بيان نموده اند، اشاره اي مي رود
:
اميرالمومنين، سيدالشهدا و امام كاظم (عليهم السلام) سه كلام نزديك به هم فرموده اند كه جمع آن ها را مي توان به صورت يك جمله واحد در آورد:
صاحب اين امر رانده و آواره و تك و تنها و غريب و غائب از خاندان خود و خونخواه پدرش مي باشد
كمال الدين
ابوبصير مي گويد: از امام باقر (عليه السلام) شنيدم كه مي گويد:
در صاحب اين امر چهار سنت از چهار پيامبر وجود دارد؛ سنتي از موسي و سنتي از عيسي و سنتي از يوسف و سنتي از محمد (صلوات الله عليهم). اما از موسي آن است كه او نيز ترسان و منتظر است، و اما از يوسف زندان است، و اما از عيسي آن است كه مي گويند مرده ولي نمرده است و اما از محمد (صل الله عليه و اله السلام) شمشير است.
امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) در ذيل ايه ي ٦٢ سوره نمل ( أمن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء) سو گند ياد كردند كه «مضطر» مهدي ما است.
تفسير البرهان
مضطر به كسي مي گويند كه كارد به استخوانش رسيده و امر بر او دشوار شده است.
عبدالله بن دينار مي گويد: امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
هيچ عيدي براي مسلمانان پيش نمي آيد چه قربان چه فطر مگر اين كه حزن اندوه آل پيغمبر در آن عيد تجديد مي شود.
عرضه داشتم: به چه علت؟ فرمود: چون حق خود را دست غير مي بينند. فروع كافي
خلافت را ٢٥ سال از اميرالمومنين غصب كردند، دل نازينش چنان از جور روزگار به درد آمد كه فرياد بر آورد: «خار در چشم و استخوان در گلو صبر كردم» مهدي ما ١١٧٠ سال است كه خار در چشم و اسخوان در گلو دارد.
امام موسي بن جعفر (عليه السلام) پس از ٧ سال زنداني، به درگاه خدا ناليد كه: «خلصني من يدي هارون» امام غريب ما ١١٧٠ سال است كه اسير زندان غيبت است.
امام باقر (عليه السلام) هرگاه تب مي نمود، داغي تنش او را به ياد مادرش مي انداخت و دلش را پر از درد مي كرد و زمزمه اش را به فرياد تبديل مي كرد و از دل نواي «فاطمه بنت محمد» سر مي داد؛
امام رضا (عليه السلام) جوادش را ديد كه در سن كودكي خشم و غضب چهره اش را فرا گرفته، وقتي علت را جويا شد جواد الائمه پاسخ داد: در تاريخ سير كردم، مصيبت هايي را كه بر مادرم زهرا فرود آوردند از نظر گذراندم، خشمم از آن جهت است.
مهدي موعود (صاحب دولة الزهرا) است و صدها سال است كه اين درد و رنج را در سينه نگهداشته است.
وقتي نام امام حسين (عليه السلام) را در محضر صادق آل محمد (عليه السلام) مي بردند ديگر آن روز لبخند بر لب حضرت نمي ديدند و هنگامي كه ذكر مصيبت سيدالشهدا در نزد آن حضرت مي شد آن قدر مي گريست كه محاسنش به آب ديده اش خيس مي شد.
تمام اين بغض ها و سوزها قرن ها است كه در دل امام زمان انباشته شده و ساليان متمادي است كه بر جد شهيدش خون گريه مي كند.
امام رضا (عليه السلام) فرمودند: امام پدر مهربان و مانند مادري دلسوز نسبت به كودكش مي باشد.
هزاران هزار روز است كه در جلوي چشم اين پدر مهربان به شيعيان و دوستدارانش ظلم و تجاوز مي شود. هر آهي كه از دل ستمديده اي بر مي آيد و هر مصيبتي كه بر شيعه اي مي رسد خدشه اي است بر دل نازنين حضرتش.
آري اين ها گوشه اي است از مصيبت هاي بقية الله الاعظم (ارواحنا فداه)؛
اما درد وقتي جانسوز تر مي شود كه بدانيم بي تفاوتي ما، اين دوران رنج و غصه را طولاني تر مي كند، امام صادق (عليه السلام) در بيان داستان بني اسرائيل و نجات بخشي حضرت موسي براي آن ها فرمودند: خداوند متعال مقدر كرده بود كه قوم بني اسرائيل چهار صد سال اذيت شوند ولي چون اذيت شوند ولي چون اذيت و رنج آن ها به طول انجاميد، همگي جمع شده و چهل روز به درگاه خدا ناليدند و اشك ريختند، پس خداوند به موسي و هارون وحي فرمود كه آن ها را از دست فرعون خلاص كنند در حالي كه صد و هفتاد سال از آن چهارصد سال باقي مانده بود.
آن گاه حضرت فرمودند: شما هم اگر اين گونه عمل كنيد البته خداوند بر ما گشايش خواهد داد و فرج ما را خواهد رساند؛ ولي اگر اين گونه نباشد اين امر تا آخرين حد خود به طول خواهد انجاميد. مكيال المكارم
پس چرا ساكتيم؟! اقايان علما! واعظ! طلاب! ذاكرين اهل بيت! تا كي امام معصوممان را تنها بگذاريم؟ چرا تبليغ نمي كنيم؟ چرا عظمت درد و رنج حضرت را به گوش مردم نمي رسانيم؟ چرا بزرگان ما براي غربت و مظلوميت امام زمان كاري در خور و بايسته انجام نمي دهند؟
چرا در نمازهاي جماعت، در قنوت ها، در سجود ها صراحتا براي فرج دعا نمي شود؟
چرا بسياري از واعظان و مداحان ما قسمت اعظم سخن و مدح خود را اختصاص به امام زمان نمي دهند؟
سكوت تا كجا؟
مگر ما شيعه جعفري نيستيم؟ سدير صيرفي مي گويد: با جمعي از اصحاب وارد خانه ي امام صادق (عليه السلام) شدم؛ حضرت روي خاك نشسته بودند و مانند مادر جوان مرده اي ناله مي زدند و اشك مي ريختند و در اين بين جملاتي بر لب داشتند:
آقاي من! غيبت تو خواب از ديدگانم برده، عالم را بر من تنگ كرده و آسايش را از وجودم ربوده.
كمال الدين
چرا ما اين گونه نيستيم؟ اشك ما كجاست؟ گريه ي علني و واضح علما و روحانيون و طلاب و ذاكرين و اساتيد ما براي امام زمان كجاست؟ مگر حضرت نفرمودند: ديده ي اهل ايمان بر او اشك بار است .
كمال الدين
چرا غيبت حضرت را به مردم تذكر نمي دهيم؟ چرا نهضت انتظار را به راه نمي اندازيم؟ نهضت؛ نه يك بيانيه و يك سخنراني؛ صداي «هل من ناصر ينصرني» امام زمان همانند نواي جد بزرگوارش در عالم پيچيده؛ نكند در حذب كوفيان قرار بگيريم و در مقابل اين كمك خواهي سكوت اختيار كنيم.
بزرگان به پاخيزيد!
شيعيان به پا خيزيد!
امامتان با دل خون و چشم پر اشك دست ياري به سمت شما دراز كرده؛
«و اكثرو الدعاء بتعجيل الفرج» براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد.
كمال الدين
نكند شرمنده ي رسول خدا شويم.
چهارصد و چهارده هزار و ششصد و دو روز از غيبتش گذشت. چند روز ديگر بايد بگذرد...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام علي من اتّبع الهدي
اسماعيل رفيعي
حوزه ي مقدسه ي
مشهد الرضا (عليه السلام )
http://www.mizanehagh.blogfa.com/post-20.aspx